|
يكصد و بيست و
سه سال پيش در شب پنج شنبه يازدهم ماه ربيع الاول سال 1293 ه ق برابر با
نوزدهم فروردين سال 1255 ه ش برابر با هفتم آوريل 1876 م در خانه يكي از
روحانيان تهران، واقع در سه راه دانگي، نزديك پامنار، پسري به دنيا آمد كه
پدر و مادرش براي
بزرگداشت نام جد بزرگ پدري وي،
حاجي محسن تهراني، او را محسن ناميدند. ليكن هميشه او را "آقابزرگ" صدا مي
كردند. زيرا طبق عادت قديمي تهرانيان كودكي كه به نام جد كوچك او ناميده شود
"آقاكوچك" يا "خانم كوچك" و كودكي كه به نام جد بزرگ خود ناميده شود
"آفابزرگ" يا "خانم بزرگ" خوانده مي شود.
پدرش، حاجي علي
فرزند حاجي محمدرضا، فرزند حاجي محسن، فرزندي حاجي علي اكبر تهراني، خود از
روحانيان تهران بود. او كتابچه اي در تاريخ "حادثه ژري" و تحريم دخانيات
نوشته و به سال 1324 ه ق در گذشته است (ذريعه، جلد3، ص252).
پدر او،
محمدرضا، جد مولف ذريعه نيز از روحانيان تهران بود. شرح حال وي در طبقات، سده
سيزدهم، 563 آمده است. او پس از مرگ پدرش، حاجي محسن، به سال 1250 ه ق ناگزير
شد كار بازرگاني پدر را دنبال كند. پدر محمدرضا، حاجي محسن شريك معتمدالدوله،
منوچهر خان در كار بازرگاني و موسس نخستين چاپخانه در ايران عهد قاجار بوده
است. كه چاپ قرآنها و دعاهاي معروف به معتمدي محصول كار ايشان است. او در سال
1246 ه ق معتمدالدوله را كه در آن زمان حاكم گيلان بود، وصي خود بر املاكش در
گيلان كرد و اين وصيتنامه در كتابخانه ي موقوفي شيخ آقا بزرگ در نجف اشرف
موجود است (ذريعه، جلد 9، ص 144-
145).
شيخ تحصيلات
مقدماتي را در "مدرسه دانگي " و "مدرسه پامنار" و سپس در"مدرسه خان مروي "
فرا گرفت.
علوم ادبي را
نزد شيخ محمد حسين خراساني و شيخ محمد باقر معزالدوله، اصول را نزد سيد
عبدالكريم مدرسي و سيد محمدتقي تنكابني و شيخ محمد تقي پسر حاج شيخ عباس
نهاوندي، منطق را نزد ميرزا محمدقمي، فقه را نزد ميرزا محمد تقي گرگاني و حاج
شيخ علي نورايلكايي، مقداري از رياضيات را نزد ايشان و مقداري هم نزد ميرزا
ابراهيم زنجاني آموخت.از آثار دوران تحصيلي شيخ چند مجموعه از كتابهاي درسي
بجاي مانده كه شيخ آنها را به سبب كمبود چاپخانه در آن زمان، به دست خويش
نوشته است.
يكي از آنها مجموعه اي است شامل:
-
يساغوجي در
منطق كه در سال 1308 ه ق نوشته است
-
شرح
ايساغوجي با تاريخ 25 ذي حجه ي سال 1311 ه ق
-
تركيب تهذيب
المنطق
-
اللئالي
المنتظمه تاليف ملاهادي حكيم سبزواري متخلص به اسرار. اين مجموعه به خط
صاحب ذريعه زماني نزد سيد محمد جزايري در اهواز بود و عكسهايي از آن در
مقدمه طبقات، قرن چهارم (نوابغ الرواه) چاپ شده است. شيخ در همان سنين
جواني، پس از پايان تحصيلات مقدماتي در تهران به مطالعه تاريخ ادبيات و
رجال پرداخته بود
گواه بر اين مطلب وجود مجموعه ي ديگري است كه
به خط خود وي و محتوي اين كتابهاست:
1- رجال نجاشي
كه آن را در تهران به تاريخ ماه شوال سال 1314 ه ق نوشته
2- فهرست منتخب
بابويه كه آن را در نجف به سال 1320 ه ق نوشته است و نيز يك نسخه از فهرست
شيخ طوسي در دست است كه به خط صاحب ذريعه در هشتم ربيع الاول 1315 ه ق در
تهران و پيش از مهاجرتش به عراق پايان يافته است و آن را كمك همكار خود، شيخ
محمد نهاوندي، تصحيح و تحقيق كرده و در مقدمه اي كه بر نسخه نوشته، كار خود
را روشن ساخته است
شيخ آقا بزرگ در
دوران جواني به همراهي پدر و مادر خويش، سفري در سال 1310 ه ق به مشهد و در
سال 1313 سفري به عراق كرده و پس از سه ماه در همين سال سفري نيز به مازندران
نموده است. سپس در سن بيست و دو سالگي در 10 جمادي الثاني سال 1315ه ق به قصد
تكميل تحصيلات به عراق رفت و از اين تاريخ تا سال 1329 ه ق در شهر نجف مي
زيست.
وي در حوزه نجف در محضر حاج
ميرزا حسين نوري در گذشته به سال 1320 ه ق و شيخ محمد طاها نجف در گذشته به
سال 1323 ه ق و سيد مرتضي كشميري در گذشته به سال 1323 ه ق و حاجي ميرزا حسين
خليلي در گذشته به سال 1326 ه ق و ملا محمد كاظم، آخوند خراساني، پيشواي
هواخواهان مشروطيت درگذشته به سال 1329 ه ق و حاج سيد احمد حائري تهراني و
ميرزا علي چهاردهي در گذشته به سال 1324 ه ق و ميرزا محمد تقي شيرازي درگذشته
به سال 1338 ه ق و شيخ شريعت اصفهاني درگذشته به سال 1339 ه ق و گاهي نيز نزد
سيد محمد كاظم يزدي مخالف مشروطيت استفاده كرد. او در سده چهاردهم طبقات، ص
575، چاپ نجف، شرحي از جشن شادماني كه استادش حاج ميرزا حسين خليلي در مدرسه
اش براي پيروزي مشروطيت در سال 1327 ه ق بر پا داشته بود، مي آورد و روح
آزادي خواهي خود را مثل ديگر موارد نشان مي دهد. شيخ تقريرات درس مرحوم آخوند
خراساني را مي نوشت و از شاگردان مبرز ايشان محسوب مي شد و در مبارزات مشروطه
خواهي او شركت داشت و در اين موضوع كتابي به نام " تعريف الانام بالامدينه و
الاسلام" از فريد وجدي رادر سال 1327 ه ق به فارسي ترجمه و منتشر كرد. شيخ،
گذشته از استادان ياد شده از حاج ميرزا حسين نوري كه قديم ترين استاد اوست و
نيز از شيخ محمد صالح آل طعان بحرين و شيخ علي خاقاني در گذشته به سال 1334 ه
ق و سيد محمد علي شاه عبدالعظيمي در گذشته به سال 1334 ه ق و شيخ موسي بن
جعفر كرمانشاهي و سيد ابو تراب خوانساري و شيخ علي كاشف الغطا درگذشته به سال
1350 ه ق و سيد حسن صدر درگذشته به سال 1354 ه ق اجازه روايت گرفت. وي پس از
فوت مرحوم آخوند در سال 1329 ه ق و پيدايش اختلاف ميان مشروطه خواهان نجف بر
سر اتهام تندروي مجلسيان تهران و براي دوري گزيدن از سياست واپس گرايان، از
نجف به كاظمين هجرت كرد و در آنجا پس از قرارداد با صدر و كاشف الغطاء (كه پس
از اين ياد خواهد شد) به تتبع و تحقيق پرداخت و شروع به تاليف وتدوين دايره
المعارفي كتاب شناختي به نام "الذريعه الي تصانيف الشيعه " نمود و براي آنكه
خاطري آسوده و فراغت بيشتر داشته باشد، شهر سامرا در كنار دجله در 125
كيلومتري شمال بغداد را براي سكونت انتخاب كرد و هر شش جلد خطي اين كتاب
ارزشمند در اين شهر فراهم شد.
مولف ذريعه در
زمينه جمع آوري فهرست عمومي از تمام آثار قلمي شيعه از قديمترين ايام تا زمان
حياتش تحقيق و تتبع نمود. او از آن سال تا پيش ازمرگ، كتابخانه هاي عمومي و
خصوصي عراق عرب و اغلب كتابخانه هاي مهم ايران و برخي كتابخانه هاي سوريه و
فلسطين و مصر و حجاز را ديد ودربرخي از آن كتابخانه ها شيخ شبها و روزهاي
بسيار را سپري كرد، تا جايي كه در بعضي از كتابخانه ها چون صاحبت كتابخانه
راضي نمي شد كه در كتابخانه باز بماند، او خوراك خود را با خويش مي برد و شب
هنگام مدير كتابخانه در را بر روي شيخ مي بست و او در آنجا زنداني مي ماند تا
مدير بر طبق قرار روزي ديگر در را بر روي او بازگشايد. شيخ اغلب فهرستهاي
كتابخانه هاي تركيه و هند و افغانستان و پاكستان و برخي فهرستهاي اروپايي را
نيز از نظر گذرانيده است.
شيخ آقا بزرك در
سن بيست و چهار سالگي با منصوره خانم دخترشيخ علي قزويني ازدواج كرد و از وي
يك پسر به نام محمد باقر و دو دختر بنامهاي مريم و مرضيه دارا شد. همسر شيخ
در سال 1335 ه ق درگذشت و پسرش محمد باقر نيز در سن جواني فوت شد(ن.ك: سده
چهاردهم طبقات، ص 1462)، شيخ كه گرفتار بچه داري بود به ناچار پس از مرگ همسر
اولش در همان سال با مريم خانم دختر سيد احمد دماوندي ازدواج نمود (پيشين، ص
94) و از وي چهار پسر و دو دختر به سنين رشد رسيدند. دو پسر بزرگ او دكتر
علينقي و احمد منزوي در كار تصحيح و چاپ آثار پدر همكاري داشته و دارند. پسر
سوم شيخ، شادروان دكتر محمد رضا منزوي كه دامپزشك بود و به دست دژخيمان رژيم
پهلوي به شهادت رسيد و
پسر چهارم، دكتر مهندس محمد تقي منزوي استاد دانشكده فني تهران شد و اكنون در
لوس آنجلس زندگي مي كند.
شيخ براي بار
دوم به سال 1350 ه ق به همراهي عمويش، حاج حبيب الله تاجرتهراني به مشهد سفر
كرد. در اين سفر براي خود و فرزندانش گذرنامه گرفت و لقب "منزوي" را در
شناسنامه ثبت نمود. اگر چه او به اين لقب شهرت نيافت، ليكن ذريعه، جلد 15، ص
128 از آن ياد كرده است. سفر سوم او به مشهد در سال 1365 ه ق و سفرچهارمش
به سال 1381 ه ق بود.
او در سال 1354
ه ق كه اثر نفيس خود يعني الذريعه را قابل انتشار ديد، در صدد چاپ آن برآمد،
ليكن حادثه اي ناشي از تعصب ضد شيعي و ايراني سامرائيها و كشتن شخصي به نام
شيخ هادي تهراني بدست آنها به مولف فهمانيد كه نمي تواند با اقامت در آن شهر
به چاپ كتاب خود كه سراسر دفاع از تشيع بود، بپردازد. بدين منظور محل اقامت
خود را از سامرا به نجف انتقال داد. البته خروج او از سامرا به دستور حكومت و
پس از زنداني شدن بسياري از ايرانيان به اتهام شركت در غوغا بود، در صورتي كه
همه ي مردم قاتل شيخ هادي را مي شناختند. صاحب ذريغه در نجف با كمك مالي
عمويش، حاج حبيب الله محسني چاپخانه اي بنام " سبعه السعاده" بر پا نمود تا
كتاب خود را در آن به چاپ برساند وليكن دولت پادشاهي عراق به عذر ايراني بودن
ايشان مانع از انجام كار شد، و پس از آنكه با مشقتهاي بسيار، چاپخانه را زير
نظر يك نفر عراقي قرار دادند باز هم دولت وقت به بهانه هاي ديگر در چاپخانه
را بست. شيخ بناچار چاپخانه را فروخت تا مگر كتاب را در چاپخانه اي ديگر به
چاپ برساند. پس از چاپ شدن جلد اول باز وزارت فرهنگ عراق شش ماه از انتشار آن
جلوگيري كرد و بزرگترين بهانه اش فارسي بودن نام مولف بود. ياد آور بايد شد
كه اين اثر گرانقدر تا مدتها در دو كشور عربستان و ليبي به بهانه تبليغات
شيعي و ايراين ممنوع الورود بود.
شيخ آقا بزرگ تهراني، روشنفكر و
مشروطه خواه، از اوايل جواني به واسطه زهد و پرهيز به سحرخيزي و پياده روي
عادت كرده بود. وي از سن 40 تا 70 سالگي، در بيست و چهار ساعت فقط دو وعده،
صبح و ظهر غذا مي خورد و شب را با معده خالي به رختخواب مي رفت. خواب او در
شبهاي بلند از پنج ساعت تجاوز نمي كرد. يك ساعت پيش از فجر بر مي خاست و
پياده به زيارت قبرستان شهر و حرم حضرت علي (ع) مي رفت و پس از اداي فريضه ي
صبح پياده به خانه باز مي گشت و پس از صرف ناشتايي به كتاب خانه كه محل كارش
بود، مي رفت و تا ظهر مشغول كار مي شد. بعد از ظهر پس از انجام عبادت و صرف
ناهار و كمي استراحت دوباره به كتابخانه بر مي گشت و تا نزديك مغرب مشغول كار
بود، سپس به مسجد و حرم مي رفت و پس از انجام نماز مغرب و عشا باز مي گشت و
چند ساعت از شب را نيز در كتابخانه مشغول كار بود. پيگيري او چنان بود كه چون
در حل مشكلي مربوط به تاريخ مرگ يا تولد دانشمندي يا شناسايي كتابي يا نسبت
كتاب به مولفش در مي ماند، گاه شبها را تا بامداد در كتابخانه مي ماند و گاه
مدت
اين گرفتاري به چند روز مي كشيد
و چون گمشده خويش يا حل مشكل را مي يافت (به گفته آقاي دكتر علينقي منزوي)
گويي دنيا را به او داده اند وخوشحال مي شد.
شيخ دقيقه اي از كار باز
نمي ايستاد، حتي آنگاه كه ميهمان يا طلبه اي بر او وارد مي شد پس از احوال
پرسي و جواب پرسشهاي علمي، دوباره با معذرت خواهي به كار خود باز مي گشت. او
در پذيرايي ميهمان حداكثر خود كوچك نمايي را داشت. به هيچ كس اجازه بوسيدن
دستش را نمي داد و بي اختيار دستش را كنار مي كشيد. او ميهمان را هر چند كه
بسيار جوان تر مي بود تا در خانه بدرقه مي كرد.
آثار شيخ:
پيش از پرداختن به بررسي دو اثر گرانسنگ شيخ آقا بزرگ تهراني يعني"الذريعه
الي تصانيف الشيعه " و "طبقات اعلام الشيعه" آثار ديگر شيخ را به طور اجمال
معرفي مي كنيم:
1- مصفي المقال
في مصنفي علم الرجال، او در اين كتاب شرح حال تاريخ نويسان را در تمام دوره
هاي اسلامي گرد آورده و ششصد تن از پيشگامان خود رامعرفي كرده است. اين كتاب
به زبان عربي است و فرزند دوم شيخ، احمد منزوي آن را در تهران تصحيح و به سال
1337 ه ش در 626 صفحه چاپ كرده است
2- منتخبي از
مصفي المقال با نام "المشيخه " يا "اسناد المصفي" در نجف اشرف به سال 1356 ه
ق چاپ شده است. در اين كتابچه فقط از كساني ياد شده كه در طريق روايت و
زنجيره سند اجازات ايشان واقع شده اند. به همين سبب، صاحب الذريعه از نسخه
هاي اين كتاب به عنوان "اجازه نامه " استفاده مي نمود و با نوشتن چند سطر
اجازه روايتي در پايان هر نسخه ي اين كتاب، به نام يك شاگرد، به وي اجازه
نامه مي داد. (ن.ك: ذريعه، جلد2، ص70 و جلد3، ص491 و جلد10، ص51)
3- هديه الرازي
الي المجدد الشيرازي: اين كتاب در شرح احوال آيت الله ميرزا محمد حسن شيرازي
است و توسط يكي از نوادگان دختري آيت الله شيرازي چاپ شده است
4- النقد اللطيف
في نفي التحريف عن القرآن الشريف: صاحب الذريعه در اين كتاب از استاد خويش،
حاجي حسين نوري و كتاب او "فصل الخطاب في تحريف الكتاب" دفاع نموده و او را
از قول به تحريف به معني تغيير و تبديل، تبرئه كرده است
5- توضيح الرشاد
في تاريخ حصر الاجتهاد: همانگونه كه از نام اين كتابچه هويداست درباره مذهب
اجتهاد در فروع احكام و تاريخ پيدايش مذهب تقليد و سد باب اجتهاد و حصر حق
اجتهاد به چهار تن از پيشوايان اهل سنت است. اين كتاب به درخواست يكي از
علماي موصل به نام سيد جعفر بن حسن اعرجي موصلي تاليف شده است و اخيرا در قم
به سال چاپ شده است
6- تفنيد قول
العوام بقدم لكلام: اين كتاب نيز درباره يك مسئله كلامي است كه مورد نزاع
ميان معتزله و اشاعره در دوره عباسي بوده كه آيات قرآن قديم است يا حادث. اين
رساله نيز به درخواست همان عالم موصلي نوشته شده و در ذريعه، جلد4، ص361 از
آن ياد شده است
7- ذيل المشيخه:
در مشايخ مولف از اهل سنت. اين رساله در آغاز كتاب " الوضوء في كتاب والسنه "
چاپ شده است
8- ضياءالمفازات
في طرق مشايخ الاجارات
9- اجازات
الروايه و الوراثه في القرون الاخيره: براي تفصيل معرفي اين كتاب، ذريعه،
جلد1، ص129 ديده شود
10- مسندالامين:
اجازه مفصلي است كه شيخ براي مولف كتابهاي ارزشمند " شهداء، الفضيله" و
"الغدير" يعني مرحوم علامه اميني نوشته است
11- حياه الشيخ
الطوسي: كه در شرح احوال شيخ طوسي است اين كتاب در آغاز تفسير شريف "التبيان"
و جداگانه در 150صفحه چاپ شده است. شيخ آن را پس از چاپ جلد هفتم ذريعه تاليف
كرده است. اين كتاب به فارسي نيز ترجمه شده است
مولف ذريعه خلاصه بسياري از كتابهاي ديگران
را بيرون آورده كه هر يك براي خود كتابي مستقل بشمار مي رود:
-
الدره
النفيس في تلخيص رجال التاسيس (ن.ك: ذريعه، جلد8 ،ص86 و 87)
-
محصول مطلع
البدور في تلخيص ما فيه من المنشور (ذريعه، جلد20، ص151)
-
الياقوت
المزدهر في تلخيص رياض الفكر
-
ملخص زاد
السالكين از فيض كاشاني (ن. ك: ذريعه، جلد12، ص2 و3 و همچنين جلد22،
ص207)
-
نزهه البصر
في فهرست نسمه السحر (ذريعه، حرف نون)
-
الظليله في
الانساب البيوتات الجليله
-
تشجير حديقه
النسب، للافتوني
شيخ چند كتابچه
در انساب نوشته يا كتابهاي انساب را مشجر و شاخه بندي كرده و همچنين او
تقريرات درسهاي استادان خويش چون آخوند خراساني و شيخ شريعت اصفهاني را به
صورت كتاب مستقل نوشته است.
|