click to go to image gallery...

 

اينجانب بهاءالدين علمي انواري فرزند محمد بشناسنامه شماره 237 از حوزه سه همدان متولد 1309 درشناسنامه (1307)، دوره تحصيلات ابتدايي تا سوم متوسطه (سيكل) را در تهران گذرانيده دركنار تحصيلات دبيرستاني صرف و نحو عربي را نزد پدر مي خواندم، درسال 1323 به همراهي والدين به عتبات عاليات مشرف شديم. اين سفر سه ماه بطول انجاميد كه در نجف اشرف ميهمان عموي بزرگوارم بوديم.

در شبي كه مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني براي بازديد پدرم به منزل حاج آقا عمويم آمده بودند(باتمهيد قبلي از ناحيه پدر و عمو بوسيله مرحوم آقاي حاج سيد مرتضي خلخالي منشي مرحوم سيد كه ديده شده بود) به من دستور دادندكه آب ميوه و قليان براي سيد ببرم.

آب ميوه را كه خدمتشان بردم آقاي خلخالي مرا معرفي كردند. مرحوم سيد از پدرم پرسيدند درايران چه مي كنند پدرم عرض كردند درس جديده مي خواند، بلافاصله ايشان فرمودند نه آخوندزاده بايد آخوند باشد، ايشان را عمامه بگذاريد. فرداي آنروز از منزل مرحوم سيد لباس، قبا، عبا و عمامه و كفش و جوراب آوردند به منزل حاج آقا عمويم. به هر حال در روز 12 فروردين ماه 1324 هنگام عزيمت پدرم يا هر عالمي كه از اعتاب مقدسه مي خواست خارج شود برسم آنزمان روضه وداع در مسجد طوسي نجف گذاردند. مرحوم حاج شيخ محمد علي خراساني واعظ معروف منبر رفتند در فضيلت علم و ارزش عالم صحبت كردند مرحوم سيد هم تشريف داشتند پس از پايان منبر مرا معرفي كرده نزد سيد آوردند.

آن مرحوم عمامه بر سر بنده گذاردند ومقداري پول 147 دينار به بنده دادند و فرمودند: كتاب بخر و برايم دعا كردند دست ايشان را بوسيده برخاستم. فرداي آن روز بطرف ايران حركت كرده به همدان آمدم و تا پايان سال 24 را به مقدمات مشغول بودم. اوايل سال 1325 به شهر قم آمدم، پس از تهيه منزل نزد اساتيدي چون مرحومان بدل (معالم)، آقا سيد حسن شيرازي (حاشيه)، آقا موسي صدر (مطول)، صدوقي (شرح لمعه)، آقاميرزا ابوالفضل تهراني (قوانين) و مقداري از رسائل مكاسب نزد مرحوم داماد خوانده پدر به همدان احضار فرمودند. در سال 1330 به همدان برگشتم. درمدرسه زنگنه همدان نزد مرحوم حاج ميرزا ابوالقاسم رباني شاهنجرايي بقيه رسائل مكاتب را تلمذ نموده در سال 1331 به تهران آمدم و به امر تبليغ منبر و اداره جلسات مذهبي پرداختم.

درسال 1332 با نبيره مرحوم آيت الله حاج شيخ هادي نجم آبادي ازدواج نمودم و درسال 1338 به وسيله يكي ازنزديكان براي تصدي امور كتابداري (كتب مذهبي، فقهي و اسلامي) به كتابخانه مجلس سنا دعوت شده (بااجازه كتبي و شفاهي از آقايان مرحومان بروجردي، گلپايگاني و ميلاني).

پس از گذرانيدن امتحان و قبولي به مدت 26 سال به اين كار اشتغال داشتم. بر اثر مهارت و علاقه به پيشنهاد و كسب اجازه از رئيس وقت مجلس و كتابخانه كتب خطي خريداري شد تا سال 1355 حدود سه هزار و دويست جلد كتاب خطي خريداري شد (بنده مامور تهيه فهرست شدم)، سه هزار و اندي كتاب خطي در همه زمينه هاي علوم به دقت مطالعه كرده و فهرست برداري نمودم و بنظر مرحوم آقاي دانش پژوه استاد و كتابشناس معروف گذرانيدم، پس از تاييد وصحت عمل جداول را بمباشرت خودم بزير چاپ برده و خارج كردم. جلد دوم آماده بود كه انقلاب شد. درسال 1358  آقايان دكتر اسلامي و اين بنده از سال 58 تا60 متصدي و مسئول كل كتابخانه و مركز اسناد و مجلس شوراي اسلامي بودم در سال 60 به تقاضاي خود تقاضاي بازنشستگي كرده كنار آمدم.

 

home page...